مرتضى مطهرى

72

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

حركت است ؟ آن حركتى كه مقدار دارد . كدام حركت است كه مقدار دارد ؟ حركت قطعيه است كه مقدار دارد ؛ حركت توسطيه كه نقطه مانند است و مقدار ندارد . چطور آن كه ذى المقدار است در خارج وجود ندارد ولى مقدارش در خارج وجود دارد ؟ چطور شما كه قائل به وجود زمان در خارج هستيد چنين حرفى را مىزنيد ؟ لازمهء اينكه حركت توسطى بلامقدار است و حركت قطعى است كه مقدار دارد و حركت قطعى در خارج وجود ندارد و حركت توسطى در خارج وجود دارد اين است كه زمان در خارج وجود نداشته باشد و امرى ذهنى باشد . اين مطلب است كه سبب شده است كه مرحوم آخوند به‌طور قاطع بر شيخ ايراد نگيرد و به صورت « نقضاً و إحكاماً » بحث را مطرح كند ؛ گاهى ايراد بگيرد و گاهى توجيه كند ، چون به اينجا كه مىرسد باورش نمىآيد كه اين ظاهرى كه ما از اين عبارت مىفهميم مقصود شيخ باشد . مىگويد لابد شيخ از اين عبارت مقصود ديگرى دارد ، كه بعد خودش توجيه مىكند كه شايد مقصود شيخ چنين باشد و يا چنان . نظر حاجى و مسئلهء « آن سيال » حاجى - كه بعد با او بحث داريم - از كسانى است كه معتقد است كه همان حركت توسطيه در خارج وجود دارد . از جاهايى كه نظر مرحوم آخوند و حاجى متفاوت است همين جاست و اين جاى تأسف هم هست چون اين مطلب يكى از مسائل بسيار حساس و بسيار عالى و لطيف صدرالمتألهين است و حاجى نمىبايست در اينجا چنين اشتباهى مىكرد . حاجى معتقد است كه آنچه در خارج وجود دارد حركت توسطى است و حركت قطعى ، ذهنى است و به آن لازم هم ملتزم مىشود كه زمان در خارج به صورت يك امر ممتد وجود ندارد بلكه منشأ انتزاع اين امر ممتد در خارج وجود دارد . به عقيدهء حاجى ، شيخ هم اگر گفته است زمان در خارج وجود دارد مرادش چنين چيزى است . حاجى اين نظر را در منظومه هم آورده است و كمتر به حاجى ايراد گرفته‌اند در صورتى كه اين حرف يك ايراد بسيار اساسى دارد . حاجى در باب زمان به يك آن به نام « آنِ سيال » قائل است ، يعنى همان‌طور كه در باب حركت به حركت توسطى قائل است كه حركت توسطى حركت قطعى را در ذهن رسم مىكند در باب زمان مىگويد در خارج آنِ سيال وجود دارد و آنِ سيال